احمد مجد الاسلام كرمانى
310
سفرنامه كلات ( فارسى )
موفق شدند چنان كه حسا مشاهده ميكنيم ادنى افراد ملت اروپا در حمايت قانون داراى چه معلوماتى شده كه عالمى را مرهون اكتشافات خود ساخته و بچه مقاماتى رسيدهاند كه عقول محدوده ماها آنها را حمل بر سحر يا كرامت مىكند ، ولى ايرانى چون از نعمت قانون به كلى محروم است در خم اولين كوچه سرگردان و حيران مانده است و در نظر دانشمندان از حوزه انسانيت خارج و در جزء حيوانات شمرده و باسم ملل وحشى يا نيموحشى نام برده مىشود و دانشمندان مملكت و مربيان ملت نتوانستهاند نتايج اين بزرگ موهبت الهى را به ملت خود حالى كنند ، يا نخواستهاند ، چرا كه امروز از هركسى از مردم ايران سؤال ميكنم آيا راضى به وضع قانون هستى يا خير ؟ فورا در جواب گوينده را لعن و تكفير مىكند و بالاخره او را « بابى » و لامذهب ميخواند اما همان وقت اگر از همان شخص سؤال شود آيا ميل دارى جان و مالت محفوظ بماند و احدى تعدى و تجاوز بحقوقت را نتواند ، البته جواب خواهد داد كه كمال آرزو را دارم و جهت اين نزاع لفظى همان است كه پيشوايان قوم ما ندانسته اند يا نخواستهاند كه چشم و گوش مردم را باز كنند و از دائرهء الفاظ ترقى نكردهاند چنان كه در ميان خطبا و شعرا ايران از زمان باستان تا اين زمان هنوز كسى را نديده و نشنيدهايم كه بدون ملاحظه لطافت الفاظ و ترادف قوافى مطلبى بگويد يا بنويسد كه مفيد به حال عموم باشد ، بزرگترين آثاريكه از فيلسوفان ما بيادگار مانده و مايه افتخار ماها است « مثنوى ملاى رومى » است و « كليات شيخ سعدى » و اهل خبره ميدانند مثنوى فقط مشتمل بر فلسفه اخلاقى است و كليات شيخ مشحون بادبيات مندرسه عرب است و باقى تصنيفات و تأليفات عرفانى متقدمين و متأخرين جز الفاظى و دعوت خلق بانزواء و ترك علائق كه موجب اختلال نظام عالم است چيزى ديگر ندارد و در واقع مردم را بكسالت و بيكارى نصيحت كردهاند اما حكماى الهيين باقسامهم هنوز از عالم امر بعالم خلق پرداختهاند